دربارهی چگونگی درگذشت كورش بزرگ در سال 530 پ.م.، روایتهای گوناگونی در دست است که همین گونهگونی گزارشها، دستمایهی معاندان و کینهتوزان شده است. «هردوت»[1] گزارش میدهد كه كورش در نبرد با «ماساگت»ها[2] نخست پیروز شده و سپس در جنگ دوم كه بسیار سهمگين توصیف گردیده، كشته شده است. مورخ ديگر يونانی «كتزياس»[3] روایت میكند كه كورش در نبرد با «دربیک»ها[4] زخمی شد ولی سپاه او در نهایت با ياری سكاهای آمورگس (Amorges) بر دربیکها چيره گشت، اما كورش در اثر جراحات وارد شده، پس از سه روز درگذشت. «سترابو»[5] گزارش میدهد كه كورش در نبرد نهایی با سكاها پیروز شد و دشمنان را یکسره تارومار ساخت. او از كشته شدن كورش در این نبردها سخن نمیگويد. «گزنفون»[6] نيز از درگذشت طبیعی كورش در پارس خبر میدهد.
به هر حال، آن چه كه از مجموع روايات برمیآید اين است كه كورش احتمالاً واپسين سالهاي حيات خود را در نبرد با مهاجمان بيابانگرد مرزهاي شمال شرقي امپراتوري گذرانده است، اما به طور قطع و یقین نمیتوان از کشته شدن وی در این نبرها سخن گفت. به ویژه که داستان هردوت دربارهی کشته شدن کورش در نبردی آن چنانی با ماساگتها، درست نمینماید؛ چرا که اگر وی در طی آن واقعه به قتل رسیده و پیکرش مُثله شده و سپاهاش تارومار گردیده باشد، بسیار بعید و نامحتمل است که بازماندهی سپاه شکست خورده و بیسردار او توانسته باشد پیکر بیسر کورش را از چنگ ماساگتها به در آورد و برای خاکسپاری به پاسارگاد بیاورد.[7]
بنابراين، با توجه به گوناگونی روايات در مورد چگونگي درگذشت كورش و عدم قطعیت آنها، تأكيد و ارزشدهی بيش از حد به «شكل» روایت هردوت، كه حتی خود او نيز اعتراف نموده كه اين روايت را از ميان روايتهاي مختلف موجود برگزیده است[8]، از نگاه مورخ کنونی، وجه و توجيه خردپذيري ندارد. اما ساختارهای روایی داستانهای مربوط به واپسین لشکرکشی کورش در آثار هردوت و کتسیاس، و مضامینی که برای شکلدادن به این الگوها به کار رفتهاند، آشکارا به یک سنت شفاهی زندهی ایرانی اشاره دارند[9] که در چارچوب آن، قالبهای کهنتر برای شرح و بازگویی رویدادهای جدیدتر مورد استفاده قرار گرفتهاند. این بدان معناست که در مورد وقایع مربوط به پایان پادشاهی کورش، تنها یک سنت شفاهی در اختیار ماست (دست کم در تاریخنگاری یونانی) و نه شواهد قاطع و استوار تاریخی.[10]
پانویسها:
- [1] 1/14-211
- [2] Massaget: از اقوام سكايي ساكن در پيرامون رود سيحون و شرق درياچهي آرال.
- [3] Persika §7.
- [4] Derbik: از اقوام سكايي ساكن در شمال گرگان.
- [5] geography, 5/8/11.
- [6] Cyropaedia 1-25/7/8.
- [7] داندامایف، تاریخ سیاسی هخامنشیان، ترجمهی خشایار بهاری، برگه 99.
- [8] Herodot, 1/214
- [9] چنانکه همانندی بسیاری میان روایات موجود دربارهی کودکی و درگذشت کورش و آن کیخسرو، در حماسهملی ایرانیان، شناسایی گردیده است. نگاه کنید به: جلال خالقی مطلق، کیخسرو و کوروش، ایرانشناسی، سال هفتم، شماره 1، برگه 70-158.
- [10] Heleen Sancisi-Weerdenburg, The Death of Cyrus, Acta Iranica 25, (Papers in Honour of Professor Mary Boyce), pp 469-471.
برگرفته از کتاب: «هخامنشیان فرمانروایان زمین و دریا»، نوشتهی داریوش احمدی. نشر جوانه توس، برگه 20 تا 21.

سلام دوست عزیز
پاسخحذفاز مقاله ای که فرستادید متشکرم
منتظر مقالات دیگرتان هستم
در ضمن به ما هم سری بزنید
http://sarzaminman.blogfa.com
آقای جمشید پور عزیز،
پاسخحذفنوشته های زیادی در مورد مرگ کورش نوشته شده و چیزی که در میان مردم بیشتر جا افتاده همانا کشته شدن کورش در سرزمین سکاهای داهه در جنگی با ملکه ایشان میباشد.
من خود بر این باورم که این روایت نمیتواند روایت درستی از ماجرای مرگ کورش بزرگ باشد و بیشتر بر این گمان هستم که کورش بهنگام مرگ نبایستی زیاد از پاسارگاد دور بوده باشد.
موفق و پیروز باشید.
درود فرهاد گرامی
پاسخحذفالبته آن مردمی که شما از آنها نام می برید بیشتر باختریانی هستند که نخست ایران را با تاریخ هردوت شناختند و از این خاطر است که از اذهان آنان این روایت بیشتر جا افتاده است.
http://www.facebook.com/pure.persian#!/photo.php?fbid=159925650709308&set=a.112819492086591.6696.111111592257381
پاسخحذفبا درود محمدجان
پاسخحذفراجع به نحوه انتقال جسد از حوالی سیحون تا پاسارگاد(بیش از 1400 کیلومتر) مطلبی نداری؟
درود ای بابا
پاسخحذفدسترسی به نوشته های یونانی برای ما فارسی زبانان واقعاً دشوار است. به همین خاطر من از چند و چون دقیق نوشته های تاریخ نگاران در مورد کشته شدن و انتقال جسد کوروش به پاسارگاد، اطلاع دقیقی ندارم. اما جلد اول کتاب «تاریخ ایران باستان» از روانشاد پیرنیا که به نوعی تطبیق تاریخ نوشته های مربوط به این واقعه است، بسیار مفید خواهد بود. آن را حتماً بخوانید.
ضمناً در متن مقاله در این باره ذکر شد:
«به ویژه که داستان هردوت دربارهی کشته شدن کورش در نبردی آن چنانی با ماساگتها، درست نمینماید؛ چرا که اگر وی در طی آن واقعه به قتل رسیده و پیکرش مُثله شده و سپاهاش تارومار گردیده باشد، بسیار بعید و نامحتمل است که بازماندهی سپاه شکست خورده و بیسردار او توانسته باشد پیکر بیسر کورش را از چنگ ماساگتها به در آورد و برای خاکسپاری به پاسارگاد بیاورد.»
شاد و پرتوان باشی