چهارشنبه ۲۴ نوامبر ۲۰۱۰

کوبه و حلقه = تفکیک جنسیت؟

دیروز به پیشنهاد یکی از دوستان‌ام در کلاس درسی حضور پیدا کردم (که البته ارتباطی با کلاس‌های خودم نداشت). استاد بر روی کوبه و حلقه‌ی بناهای سنتی در معماری قدیم نگاه انداخت. 

او می‌گفت: از شوربختی ما است که روزگاری این چنین بودیم اما اکنون آشپزخانه های‌مان اُپن است!

به استاد گفتم: تفکیک جنسیت از پشت در چه مایه نازش است که اکنون به خاطراش افسوس بخوریم و آه بکشیم؟

او سکوت کرد و بحث به پایان رسید.

نظر شما چیست؟

11 دیدگاه:

  1. آقایی فردNov 26, 2010 01:12 AM

    دچار بحران هویت شده ای آقای جمشیدپور. چه طور درباره کوبه و حلقه های زیبای درها می توانی صحبت کنی؟

    پاسخحذف
  2. سلام و درود
    یکی از تنها نکته های بود که برای اولین بار وقتی برای دخترم توضیح دادم ، خیلی راحت پذیرفت و همیشه هرجا که میریم اون تا می بینه شروع میکنه توضیح دادن و همیشه از من سوال میکنه چرا الان رو درها از اینها نمی زارند.

    پاسخحذف
  3. آقای جمشید پور عزیز،
    گمان برم و پندارم که در مورد حلقه و کوبه دربهای قدیمی سوءتفاهمی در اذهان پدید آمده باشد.
    اگر خاطرتان باشد خانه های قدیمی حیاطهای بزرگی داشتند که سه طرف اکثر این حیاطها را اتاقها احاطه کرده بودند. در فصلهای غیر تابستان که مردم بیشتر در اتاقهای خویش شب را بسر میبردند با بسته شدن درب و پنجره دیگر اگر کسی حلقه بر در میزد صدایی بگوش باشندگان درون نمیرسید و بناچار از کوبه استفاده میکردند. در فصول گرم که مردم بخاطر گرمی هوا شب را در حیاط و یا پشت بام بسر میبردند دیگر کوبه را کمتر بکار میگرفتند زیرا بهنگام در زدن نمیخواستند که همه را از خواب احتمالی بیدار نمایند.
    بنظر میرسد که پیشینیان ما به آلودگیهای صوتی بیشتر از ما واقف بودند.

    فرض مورد استفاده قرار دادن حلقه توسط زنان و کوبه توسط مردان اگر هم بعدها واقعا پذیرفته شده باشد، زاییده تخیلات قوی برخیها بوده است.
    موفق و پیروز باشید.

    پاسخحذف
  4. درود به آقای فرد
    دقیقاً متوجه منظور شما نشدم و بالاخره برای‌ام معلوم نشد که به چه دلیل دچار بحران هویت شده‌ام؟

    پاسخحذف
  5. درود به شهریار
    بله من هم با شما تا حدودی هم‌آوا هستم؛ اینکه برای عمده ایرانیان پذیرفتن این امر بسیار آسان و راحت است، چراکه به نظر من با اینکه از دوران «کوبه» و «حلقه» گذشته اما فرهنگ حریم و حجاب، بین زن و مرد هنوز در جامعه ما وجود دارد.

    پاسخحذف
  6. درود به فرهاد (فرهنگی-تاریخی-صنعتی)
    این موضوع تازه ای است که برای نخستین بار می شنوم. اما اگر با معماری سنتی در ایران آشنایی داشته باشید متوجه خواهید شد که از دیرباز موضوع «درون گرایی» در ایران معمول بوده است. در گذشته، در ِ خانه های قدیمی مستقیماً به حیاط یا فضای داخلی باز نمی شد بل‌که ابتد به فضایی به نام هشتی راه می یافت و سپس، از داخل هشتی، خانه به دو قسمت بیرونی و اندرونی تقسیم می شد. این در حالی است که برای رسیدن به اندرونی می بایست از دالان باریک و تو در تویی عبور می کرد. علاوه بر آن دیوارهای خانه ها بلند ساخته می شد و این موضوع خود نشان گر عمق تفکرات ایرانیان است که به نوعی در معماری شان بازتابانده شده. از همین رو به نظر من کوبه برای مردان و حلقه برای زنان، باتوجه به ژرفای فرهنگی ایرانیان چندان دور از ذهن نیست.

    پاسخحذف
  7. .
    .
    .

    درود دوست عزیز

    با دیدگاه شما در خصوص چرایی استفاده از کوبه و کلون موافقم. در کتابها چنین خوانده ام و پدربزرگ ها و مادربزرگ ها هم چنین نقل کرده اند.

    اما با برداشت مفهوم تبعیض جنسیتی از آن نه ...
    اگر در گذشته اتفاقی می افتاده، به اقتضای زمان و شرایط اجتماعی بوده و نمی توانیم آن را قیاس از امروز بگیریم.

    اگر این اتفاق امروز هم بیافتد و زنگ مجزایی باشد و صدای متفاوتی، حتما حق با شما خواهد بود.

    اما در کل، قدما برای کارهایشان علتی داشتند و ما از کنه آن بی خبریم.
    من راه خاصی در این رابطه پیش گرفته ام.
    گذشتگان را قضاوت نمی کنم، فقط از هنرشان لذت می برم.
    و ظرافتی که در طراحی و ساخت بناها و اجزای آن (که کلون هم جزیی از آن بود) لذت می برم.

    به هر حال، مساله جالبی را یادآور شدید
    سپاسگزارم

    پاسخحذف
  8. درود فرینوش
    با سخن شما هم‌آوا هستم که زمان رو به جلو و شرایط مدنی اجتماعات، مدام در حال چرخش و دگرش است. اتفاقاً بر اساس همین نکته است که من به عنوان یک شاگرد، سنجش استاد خود را بر نتابیدم و سخن او را شایسته مقایسه ندانسته ام؛ چراکه قرار نیست ما اتفاقات گذشته را در ترازوهای کنونی برابرسنجی کنیم و دست آخر به داوری بنشینیم. طبق همین اصل هرمنوتیک، آه کشیدن و غصه خوردن هم طبعاً بی معنا خواهد بود.

    اما اینکه «کوبه» و «حلقه» را نمادی از تبعیض جنسیت بدانیم کمی تندروانه است که البته من هم چنین چیزی نگفتم، اما به نظرم این قسمت از در ِ ورودی ساختمان های سنتی، به خوبی بیان گر ریشه های فرهنگی ایران زمین است. همان گونه که در کامنت پیشین اشاره شد، کوبه و حلقه می تواند نشان گری از فرهنگ حریم و حجاب بین زن و مرد باشد. حریم و حجابی که در دنیای نیمه مدرن ایران کنونی، کمتر مورد توجه است و چه بسا کسانی که این رفتار فرهنگی مبتنی بر گذشته ی ایرانی را نالازم تلقی کنند.

    پاسخحذف
  9. علی رضاییNov 28, 2010 11:30 PM

    جناب جمشیدپور خود پست و دیدگاه خاص شما یک طرف، گفتگوهای شما در قسمت کامنت ها در طرف دیگر

    منظورم اینه که قسمت کامنت های وبلاگ شما به اندازه ی خود پست های ارسالی جذاب و آموزنده است

    پاسخحذف
  10. سلام
    بحث بیهوده ای را شروع کرده ای. به نظرم فقط میخای خوانندگان وبلاگت رو بالا ببری
    اصلا این دوموضوع را نمی توانن به هم ربط داد.

    پاسخحذف
  11. درود به ناشناس
    1- ای کاش شفاف تر بیان می نمودید که چرا و دقیقاً چرا بحث بیهوده و بی ربطی را آغاز نموده ام. ضمن این که اگر چنین فکر می کنید که بحث مزبور سبب بالا رفتن آمار خوانندگان «نیکوسگال» شده، بنابراین بایستی خرسند باشم که چنین بوده است.

    2- هرچند که برایم معلوم نیست چرا گاه‌گداری پیام هایی که صرفاً حاوی غُرغُر است، در قالب اشخاص ناشناس ارسال می گردد، اما شاید که نویسندگان چنین پیام هایی از فاش شدن هویت واقعی شان هراس دارند!

    شاد و پرتوان باشید

    پاسخحذف